«زمستان بی‌شازده» در راه است

1401-10-03
اشتراک گذاری
کتاب «زمستان بی‌شازده» نوشته فاطمه نفری به تازگی از سوی انتشارات مهرک (سوره مهر کودک و نوجوان) به چاپ چهارم رسیده است.
به گزارش مهرک به نقل از خبرگزاری ایبنا، انتشارات مهرک (سوره مهر کودک و نوجوان) کتاب «زمستان بی‌شازده» نوشته فاطمه نفری را برای چهارمین بار روانه بازار نشر کرد. این کتاب برای رده سنی بالای 13 سال است.فاطمه نفری در تاریخ 14 بهمن 1361 چشم به جهان گشود. او از سال 1388 فعالیت حرفه‌ای خود را در زمینه نویسندگی آغاز کرد و موفق به کسب مقام دوم از یازدهمین جشنواره شعر و داستان سوره شد. از جمله دیگر آثار فاطمه نفری می‌توان به «باز هم من»، «بچه‌های مردم»، «بی‌تابی آرزوها»، «گلوله‌های برفی»، «زمستان بدون چتر»، «مربوط به خودتان»، «دختری که رهایش کردی»، «تو پی چه کاری می‌روی»، «پشت یک چراغ قرمز»، «آن‌ها خواب خوابند»، «منظور من را اشتباه فهمیدند»، «قول بده نخندی»، «قلبی که می‌تپد»، «از کاروان جا مانده»، «از صبوری تا شیدایی»، «راز شاد بودن»، «دل‌تنگی»، «دلی در اعماق»، «عکس سیاه‌وسفید»، «هر کس ستاره‌ای دارد»، «خیانت به میم ها»، «با نام بی‌نشان»، «زمستان در راه است برگرد»، «بخند بهار»، «لبخند عروسک»، «دست‌هایی که تکیه‌گاه من است» و … اشاره کرد.

نفری از انگیزه خود برای نگارش «زمستان بی‌شازده» می‌گوید: درست است که سن من کمتر از آن است که اتفاقات و رخدادهای انقلاب را با چشم دیده باشم اما به دلیل علاقه بسیار زیادم به تاریخ و مطالعاتی که پیرامون رویدادهای تاریخی داشته‌ام، سبب شد تا رمانم را مربوط به گذشته و دهه ۵۰ شمسی بنویسم. من مطالعه تاریخ را در اولویتم قرار داده‌ام؛ به طوری که اتفاقات دهه ۵۰، ۴۰، ۳۰ و حتی ۲۰ را با دقت می‌خوانم و از همین رو پژوهش‌ها و جست‌وجوهای زیادی را انجام داده‌ام. انقلاب اسلامی ایران یک اتفاق بزرگ و تاثیرگذار در تاریخ ایران است و از همین رو علاقه‌مند شدم که زمان رمان مختص به آن دوره باشد، از همین رو به سراغ کسانی رفتم که به خوبی آن زمان را درک کرده باشند. من می‌خواستم در رمانم به نحوی فضاسازی کنم که بیشترین شباهت با آن دوران وجود داشته باشد؛ نوع غذا خوردن، وسایل گرمایشی، نوع و سبک زندگی مسائلی بود که با دقت جست‌وجو کردم.

کتاب «زمستان بی‌شازده» از سوی فاطمه نفری در 15 فصل گردآوری و برای گروه سنی نوجوانان و جوانان نوشته شده است. شخصیت اصلی داستان از یک انقلاب بیرونی که در واقع رویدادهای مرتبط با زمان انقلاب اسلامی و در نهایت پیروزی انقلاب اسلامی است به انقلابی درونی دست می‌یابد و در پایان کتاب شاهد تغییر و تحول قهرمان کتاب خواهیم بود. نویسنده درباره «زمستان بی‌شازده» می‌گوید در طول انقلاب اسلامی، افراد زیادی همچون شخصیت اصلی داستان زمستان بی شازده وجود داشتند که با قرار گرفتن در روند پیروزی انقلاب اسلامی دچار تغییر و تحول شده‌اند و به عبارتی این کتاب روایتگر زندگی چنین افرادی در طول انقلاب اسلامی است.

گزیده ای از کتاب
پرسیدم: «یعنی بابای فرید ساواکی است؟»
محسن گفت: «نمی دانم، اما به نظر من یک جای کارشان می لنگد. تو هم باید دهنت حسابی قرص باشد!»
و بعد از پسرخاله اش گفت که وقتی بعد از شکنجه نشان آقا جانش داده بودند تا زبان باز کند، کله اش اندازۀ یک هندوانه باد کرده بوده و تمام تنش خونی بوده و بعد هم برایش سه سال حبس بریده بودند.
مامان که آمد توی خانه، سرم را از بین زانوهام بلند کردم و رفتم که میکروفیلم را توی گنجه قایم کنم. اگر می ریختند توی خانه و همچین چیزی را توی خانۀ ما پیدا می کردند، آن وقت چی می شد؟ حتما آقاجان را می گرفتند، من را هم می گرفتند و حسابی شکنجه می کردند.
فیلم را ته گنجه، یک جای خوب قایم کردم، گنجه تاریک بود و پیدا کردن یک چیز کوچک، آن تو خیلی سخت بود. کفترها را هم آوردم بیرون تا هوا بخورند و پرشان دادم. دل و دماغ هیچ چیزی را نداشتم و دلهره داشتم. نمی دانم چرا مدام نگاهم به پشت بام خانۀ فرید بود و احساس می کردم کسی از آنجا دارد مرا می پاید.

اشتراک گذاری

ثبت نظر

نظرات

اولین نفری باش که نظرش منتشر میشه

مطالب مرتبط

ورود / ثبت نام
لطفا شماره موبایل خود را وارد کنید
برگشت
کد تایید را وارد کنید
کد تایید برای شماره موبایل شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد تا دیگر
برگشت
رمز عبور را وارد کنید
رمز عبور حساب کاربری خود را وارد کنید
برگشت
رمز عبور را وارد کنید
رمز عبور حساب کاربری خود را وارد کنید
برگشت
درخواست بازیابی رمز عبور
لطفاً پست الکترونیک یا موبایل خود را وارد نمایید
برگشت
کد تایید را وارد کنید
کد تایید برای شماره موبایل شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد تا دیگر
ایمیل بازیابی ارسال شد!
لطفاً به صندوق الکترونیکی خود مراجعه کرده و بر روی لینک ارسال شده کلیک نمایید.
تغییر رمز عبور
یک رمز عبور برای اکانت خود تنظیم کنید
تغییر رمز با موفقیت انجام شد